قوی سیاه

مادران کارمند 26 جولای, 2007

دسته‌ها: حقوق بشر — Nassim @ 7:00 ب.ظ

تغذیه با شیر مادر در مؙ? کار

 هفته اول آگوست هفته جهانی تغذیه سالم با شیر مادر هست و امروز یه ایمیل تو محل کارم گرفتم در مورد یه جلسه بحث و تبادل نظر برای مادران کارمند بود. موضوع جلسه بود:  “Working and Breastfeeding: Making it Work for You”  در مورد اینکه چطور مادران کارمند می تونن از شیر خودشون برای تغذیه نوزادشون استفاده کنن.

در بعضی از کشورهای اسکاندیناوی مرخصی زایمان  دو سال هست که می تونه بصورت یکسال برای مادر و یکسال برای پدر باشه و یا به خواست پدر و مادر به هر شکل دیگه ای تقسیم بشه. چنین امکانی کلی باعث آرامش روحی و زندگی سالمتر تو جامعه می شه–البته کشورهای اسکاندیناوی اونقدر با رشد منفی جمعیت مواجه شدن که ناچار شدن یه سیاستگذاری جدید داشته باشن.  آمریکا یکی از فاجعه ترین کشورها در زمینه دادن مرخصی زایمانه. مرخصی زایمان در این کشور چیزی حدود 3 ماه هست. حالا تازه این در صورتیه که کار تمام وقت و درست و حسابی داشته باشی… 

خوندن در مورد هفته جهانی تغذیه با شیر مادر و این جلسه در محل کارم دوباره سئوال همیشگی رو به ذهنم آورد: چرا نباید برای محل کار همونطور که آَشپزخونه ساخته میشه محلی برای نگهداری از بچه های زیر سه سال ساخته بشه؟ چرا مادرهای کارمند در این کشور از کارفرماها/دولت تقاضای داشتن مهد کودک در ساختمون محل کار نمی کنن؟ هیچ کمپینی در این مورد هست؟–الان میرم می گردم!  آخه 3 ماه مرخصی زایمان به چه درد مادر و نوزاد می خوره؟   به نظرم اونقدر نیاز واضح و طبیعی میاد که متعجبم چرا هیچ وقت داشتن یه مهد کودک برای ساختمون محل کار رو به عنوان حق طبیعی کارمندها حتی مورد سئوال هم قرار نمیدن؟! منظورم از «مهدکودک محل کار» صرف داشتن یه مهد به نام یه سازمان تو یه جایی از شهرنیست. بلکه منظورم دقیقا داشتن یه سالن مهد برای هر ساختمون/واحد کارکنان هست. جایی که مادرهای کارمند بتونن به آسونی بهش دسترسی داشته باشن و هر دو ساعت یه بار به سراغ بچه هاشون برن. درست همونطوری که تجهیزات آشپزخونه برای همه کارمندها در هر محل کار هست. تصور کنید که اگه خانومها یا آقایون کارمند بدونن که بچه شون در طبقه پائین جایی که کار می کنن داره نگهداری میشه و هر موقع لازم باشه می تونن به سراغش برن چه آرامش روحی برای کار کردن دارن؟ به جای تلف کردن وقت پای وب سایت های خبری و وبلاگهای بیخودی مثل این که الان شما دارین می خونین:)) بتونین یه ربع از وقتتون رو با بچه خودتون بگذرونید. الان اون بر و بچ اقتصاد سرمایه داری خونده دادشون در میاد که بابا تو اقتصاد سرت نمیشه که این چیزها رو می گی–مثلاً یکیش همین داش مسعود خودمون که کل سیستم این وبلاگ رو برای من راه انداخته:)) یا بابای خودم که وقتی بهش گفتم چرا برای شرکتتون و خانومهای کارمندی که دارین در تهران یه فضای مهد کودک در نظر نمی گیرین؟ انگار داشتم خنده دار ترین جوک دنیا رو براشون می گفتم! ولی باور کنید این جوک نیست. یه نیاز واقعیه. اگه من و تو دیگران حسش می کنیم پس یه نیاز حقیقیه و باید کاری براش کرد…همونطور که وقتی فهمیدیم داشتن محیط کار با نور مناسب روی میزان پیشرفت کارمندان تاثیر داره باید برای این مسئله هم کاری بکنیم. البته به شرط  اینکه اول پذیرفته باشیم که خانومها هم حق دارن مثل آقایون در کار حرفه ایشون پیشرفت کنن و داشتن دستگاه تولید مثل در بدنشون یه نعمت مضاعفه نه یه مانع که حقوق انسانیشون رو ازشون بگیره!

****

پی.اس. 1- رفتم یه وبگردی کردم و برگشتم …خب به نظر میاد خیلی هم حرفم پرت نیست. یا لااقل جوک نیست…فقط باید به عنوان یه نیاز جدی در نظر گرفته بشه و روش کار بشه. همونطور که Johnson & Johnson  در نیوجرسی یا تعدادی دیگه از شرکتهای بزرگ جدی گرفتنش.  باور نمی کنید اینجا رو بخونین.

پی.اس. 2- برای حفظ کپی رایت عکس بالا رو در یه جستجوی گوگلی از اینجا پیدا کردم .