قوی سیاه

استریوتایپ 9 نوامبر, 2007

دسته: فرهنگ عامه — Nassim @ 4:43 ق.ظ

چرا هروقت تو سلف سرویس دانشگاه نشستی و یه دخترخانوم رو می بینی که با یه عالمه آرایش نشسته پشت میز روبرویی و یه بلوز پوشیده با یه یقه خیلی خیلی باز و شونه لختش رو به شکل جلب توجه کننده ای بیرون گذاشته می تونی حدس بزنی که بین صد و خورده ای ملیت که ممکنه  در کشور ایالات متحده آمریکا حضور داشته باشن این دخترک بدون برو و برگرد ایرانیه! چطوریه که همیشه این حدس درست در میاد؟ یا چرا وقتی تو پارکینگ دانشگاه منتظری که ماشین بی.ام. دابلیوی مشکی که جلوت هست رد بشه بره تا راه باز بشه بعد چشمت می خوره به راننده که یه پسر سبزه هست با موهای ژل زده که از کمر به بالا از پنجره آویزونه و داره با راننده ماشینی که از روبروش اومده گپ میزنه بدون اینکه به فکر ماشینهای پشت سریش باشه* …بازهم حدس میزنی راننده یه مرد ایرونیه و بعد از چند دقیقه با شنیدن مکالمات فارسی تصمیم می گیری که دور بزنی و دیگه این صحنه رو نگاه نکنی…

این حدسها از کجا میان و چرا همیشه درست از آب در میان؟

* این یه صحنه واقعی بود که با جولی ، دوست آمریکاییم که یه تحقیق در مورد تاریخ شفاهی ایران در دهه ی بعد از انقلاب انجام داده بود، شاهدش بودیم. باور می کنید اگه بگم که در این صحنه این جولی بود که به من گفت «نسیم شرط می بندم که راننده این بی.ام.دبلیو مشکی یه پسر ایرانیه!» و بعد چند ثانیه بعد من صدای مکالمات فارسی رو شنیدم؟!!!